برت ویلیامسون از شاعران سیاه پوست گمنام دهه ی ۶۰ آمریکا است.او که در یکی از دهکده های شهر نیو اورلئان متولد شد،کودکی سختی را سپری کرد و در جوانی به علت تبعیض نژادی نتوانست هیچکدام از اشعارش را به چاپ برساند.
بعد از اینکه نتوانست کتابی به چاپ برساند به عرصه ی سیاست روی آورد. و در کنار مارتین لوتر کینگ به مبارزه علیه تبعیض نژادی پرداخت.اما در این زمان دست از شعر برنداشت و نوشته هایش را مخفیانه در اختیار سیاه پوستان می گذاشت،اشعار او بیشتر محتوای سیاسی و مبارزه علیه تبعیض نژادی دارد ولی در شعرهای تغزلی خود موفق تر است.
شعر هتل پلاز یکی از شعر های متفاوت اوست که در بین سیاهان جنوب آمریکا شهرت فراوانی دارد.
نگاه تلخ و سیاه ویلیامسون در این شعر ناشی از نگاه بدبینانه ی سیاهان آن زمان نسبت به جامعه ی سفید پوست است تا آنجا که در این شعرشاعر نگاه خصمانه ی خویش را نسبت به فاحشه ای سفید پوست که بین سیاه و سفید تبعیض قائل میشود نشان میدهد.
فاحشه ی سفید پوست نمادی از جامعه ی سفید آن دوران آمریکاست.آمریکایی که شاعر به آن عشق میورزد،در آن زندگی میکند ولی میداند که این جامعه همچون فاحشه ایست و شاعر در پی اصلاح این فاحشه (جامعه ی سفید آمریکا)ست.
فاحشه ای که اگر اصلاح و مبدل به انسانی عادی شود،شاعر (نماد جامعه ی سیاه پوست آمریکا)خواهان آمیزش با اوست،رابطه ای اروتیک که حد اعلای یک رابطه ی عاشقانه است.
آوردن فضای سیاسی به فضای تغزلی یکی از تکنیک های آن زمان شعرای آمریکایی است.
آنگونه که در شعر های لنگستون هیوز*نیز دیده میشود.
شاید یکی از دلایلی که ویلیامسون در آن دهه و دهه های بعد از آن، آنگونه که نام هیوز بر سر زبان ها افتاد به معروفیت نرسید،پیروی سبکی، ساختاری و فرمی از هیوز بود.
ا ویلیامسون چند ترانه ی فولک سیاهپوستان(بلوز)نیز سروده است که از شعرهایش معروف ترند.
* مراجعه شود به (همچون اعماق آفریقای خودم، ت:احمد شاملو)
تمام کافه ها را به دنبالت گشتم
با پاهای تاول زده و آبدار
پس کی به تو میرسم؟
فاحشه ی سفید هتل پلازا !
تمام بدنم مور مور میشود
مثل ماری جوانا تمام تنم را نشئه کرده ای
دعا کن پیدایت نکنم
هرزه ی هتل پلازا...
+ نوشته شده توسط تحریریه در پنجشنبه سوم بهمن 1387 و ساعت
0:0 |